تبلیغات
Iman Mohammadi - اعتراف های احمقانه...
 
Iman Mohammadi
جمعه 5 اسفند 1390 :: نویسنده : Iman Mohammadi       


امتحان انشاً داشتیم اون موقع ها یاس یه اهنگ جدید داده بود كه عین

بمب صدا كرده بود منم كل اهنگ رو حفظ بودم..


اول اهنگش با به نام خدا شروع میشه


اقا منم روز امتحان خواب خواب رفتم سر جلسه


به نام خدا رو كه نوشتم خود به خود بقیه اهنگم پشت سرش نوشتم

بعدشم برگه رو تحویل دادم


معلممونم كف كرده بود چجوری به اون سرعت تموم كردم


روز بعدش وقتی داشت برگه هارو تحویل میداد منو صدا كرد رفتم جلو

میزش


تا اون موقع هم هنوز نمیدونستم چه گندی زدم


رفتم جلو معلم برگشت گفت : فرج پوری چرا از این مزخرفات گوش

میدی ؟؟!


منم كه هنگ كرده بودم هیچی نگفتم


بعدش گفت برای همه بخون ببینن چی نوشتی


منم شروع كردم خوندن... خط اول رو كه خوندم دیدم بچه ها دارن كف

زمینو گاز میگیرن


اونجا بود كه فهمیدم چه گندی زدم


البته از اونجایی كه معلممون ادم باحالی بود گفت چون بچه هارو

خندوندی بهت ٢٠ میدم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 مرداد 1391 16:27
دم معلمه گرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : Iman Mohammadi
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :